قانون ۷ در بازاریابی چیست؟ | موضوعی مهم برای تدوین مدیا پلن

قانون ۷ در بازاریابی
راهنمای مطالعه:
5 ۷ نکته برای بهره‌گیری از قانون ۷ در بازاریابی

قانون ۷ یکی از اصول مهم در بازاریابی است که بر اهمیت تکرار پیام برند برای ایجاد تأثیر ماندگار بر مشتریان بالقوه تأکید دارد. بر اساس این اصل، یک مصرف‌کننده باید حداقل هفت بار با پیام یک برند مواجه شود تا احتمال اقدام و خرید افزایش یابد. این تکرار باعث ایجاد آشنایی و اعتماد در ذهن مخاطب می‌شود و در نهایت، شانس انتخاب محصول یا خدمات تبلیغ‌شده را در زمان تصمیم‌گیری افزایش می‌دهد. مارکترها می‌توانند با استفاده از کانال‌ها و روش‌های متنوعی مانند شبکه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و تبلیغات هدفمند، قانون ۷ را به کار بگیرند. این استراتژی کمک می‌کند تا پیام برند به‌صورت مداوم به مخاطب هدف منتقل شده و در ذهن او تثبیت شود.

قانون ۷ در بازاریابی چیست؟

قانون ۷ یکی از اصول کلیدی در بازاریابی است که بیان می‌کند یک مشتری بالقوه باید حداقل هفت بار پیام یک برند را مشاهده کند تا به اقدام و خرید ترغیب شود. این مفهوم بر اهمیت تکرار و استمرار در نمایش پیام‌های بازاریابی تأکید دارد، زیرا باعث ایجاد آشنایی، اعتماد و در نهایت تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری مشتری می‌شود.

برای بازاریابان، قانون ۷ یادآور این موضوع است که یک استراتژی بازاریابی موفق باید جامع و چندوجهی باشد و از کانال‌ها و نقاط تماس متعددی برای تعامل مؤثر با مخاطبان هدف استفاده کند. این روش کمک می‌کند تا برند در ذهن مخاطب ماندگار شده و احتمال تبدیل او به مشتری وفادار افزایش یابد.

چرا تعداد دفعات نمایش مهم است؟
اگر این قاعده بازاریابی در دهه ۱۹۳۰، زمانی که تلویزیون و رادیو محدود بودند، تبلیغات محیطی به سطح امروزی نرسیده بود و رقابت بر سر جلب توجه مصرف‌کنندگان بسیار کمتر بود، کاربرد داشت، امروز که مخاطبان با حجم وسیعی از محتواها و پیام‌های تبلیغاتی مواجه‌اند، این تعداد چند برابر اهمیت دارد.

اما سؤال اینجاست: آیا هنوز همان عدد ۷ کافی است؟ یا باید این تعداد را به ۲۰، ۴۰ یا حتی ۱۰۰ بار افزایش دهیم؟

چند بار نمایش برای تأثیرگذاری کافی است؟
متأسفانه، تحقیقات دقیقی که حداقل تعداد دفعات مؤثر را مشخص کند، به‌ندرت انجام شده است. اما بر اساس تجربیات من به‌عنوان یک متخصص تبلیغات آنلاین با شرکت‌های بزرگی کار کرده‌ام، بهترین میزان نمایش یک تبلیغ برای تأثیرگذاری مطلوب بین ۱۰ تا ۲۶ بار است.

چرا این عدد بالاست؟
در دنیای تبلیغات و خرید رسانه، یک تبلیغ زمانی که به‌طور میانگین، هر فرد در بازار هدف، تبلیغ را حدود ۲۰ بار دیده باشد، اشباع شده در نظر گرفته می شود.

نمونه‌ای از قانون ۷ در بازاریابی

برای درک بهتر نحوه اجرای قانون ۷، به مثال زیر توجه کنید:

شرکت x که در حوزه نرم‌افزارهای SaaS فعالیت دارد، به دنبال افزایش تعداد مشتریان خود است. این شرکت تصمیم می‌گیرد قانون ۷ را در استراتژی بازاریابی خود اجرا کند و یک کمپین ۷ هفته‌ای را طراحی می‌کند که شامل مراحل زیر است:

  1. هفته اول: ارسال ایمیل معرفی به مشتریان بالقوه که در آن x و مزایای استفاده از آن توضیح داده می‌شود.
  2. هفته دوم: انتشار یک پست وبلاگی در شبکه‌های اجتماعی که نشان می‌دهد x چگونه می‌تواند به رشد کسب‌وکارها کمک کند.
  3. هفته سوم: اجرای تبلیغات هدفمند در گوگل برای معرفی نسخه آزمایشی رایگان x.
  4. هفته چهارم: انتشار یک مطالعه موردی (Case Study) در وب‌سایت، که در آن موفقیت یکی از مشتریان این شرکت با استفاده از x شرح داده شده است.
  5. هفته پنجم: برگزاری یک وبینار آموزشی برای معرفی امکانات و قابلیت‌های x.
  6. هفته ششم: ارسال یک ایمیل پیگیری به مشتریان بالقوه، شامل یک پیشنهاد تخفیف ویژه با مدت‌زمان محدود.
  7. هفته هفتم: به اشتراک‌گذاری نظرات و تجربیات مثبت مشتریان فعلی در شبکه‌های اجتماعی برای ایجاد اعتماد بیشتر.

در پایان این کمپین ۷ هفته‌ای، مشتریان بالقوه حداقل هفت بار با پیام‌های x مواجه شده‌اند. این امر احتمال تبدیل آن‌ها به مشتریان واقعی را به میزان قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

اجرای قانون ۷ به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا ارتباط موثرتری با مخاطبان خود برقرار کرده و آن‌ها را به تصمیم‌گیری برای خرید نزدیک‌تر کنند.

قانون هفت در بازاریابی: دیدگاه متخصصان و سوالات کلیدی

برخی از برجسته‌ترین متخصصان بازاریابی و رشد کسب‌وکار در جهان درباره قانون هفت چنین نظری دارند:

  • دکتر جفری لنت: “قانون هفت یک اصل قدیمی در بازاریابی است. این قانون بیان می‌کند که یک مشتری بالقوه باید حداقل هفت بار پیام بازاریابی شما را ببیند یا بشنود تا به اقدام و خرید ترغیب شود.”
  • چت هولمز: “قانون هفت یک اصل مهم در بازاریابی است که می‌گوید مخاطبان شما باید حداقل هفت بار با پیشنهاد شما مواجه شوند تا آن را به‌درستی درک کنند و برای اقدام آماده شوند.”
  • جو پولیتزی: “قانون هفت به ما یادآوری می‌کند که در دنیای شلوغ امروز، برای جلب توجه و اثرگذاری بر مخاطب، باید خلاق و پیگیر باشیم.”

سوالاتی که باید از خود بپرسید

اگر در حوزه بازاریابی رشد یا بازاریابی چابک فعالیت می‌کنید، هنگام اجرای قانون هفت، این سوالات کلیدی را از خود بپرسید:

آیا از کانال‌های بازاریابی متنوعی استفاده می‌کنم تا حداقل هفت بار به مخاطب هدفم دسترسی پیدا کنم؟
چگونه می‌توانم یک پیام برند منسجم و به‌یادماندنی در تمام نقاط تماس ایجاد کنم تا قانون هفت را تقویت کنم؟
چه معیارهایی را می‌توانم برای سنجش اثربخشی تلاش‌های بازاریابی خود در اجرای قانون هفت دنبال کنم؟
چگونه می‌توانم بودجه بازاریابی خود را بهینه کنم تا بدون افزایش هزینه‌های اضافی، مخاطبانم را چندین بار در معرض پیامم قرار دهم؟
چه استراتژی‌هایی می‌توانم اجرا کنم تا مخاطبان را در طول این هفت تعامل، درگیر و علاقه‌مند نگه دارم؟

چرا بازاریاب‌ها باید از «قاعده هفت» پیروی کنند؟

بسیاری از کارها وجود دارند که افراد ترجیح می‌دهند تنها یک‌بار انجام داده و تمام کنند؛ مثلا درمان یک دندان خراب، دریافت جریمه رانندگی یا گذراندن یک دوره بیماری ناخوشایند.

اما متخصصان روابط عمومی و بازاریابی در حوزه کسب‌وکارهای B2B (کسب‌وکار به کسب‌وکار) به‌خوبی می‌دانند که یک چیز هرگز به‌صورت «یک‌بار و تمام» انجام نمی‌شود (و خوشبختانه به اندازه عصب‌کشی دندان دردناک نیست): بازاریابی محتوا.

تولید یک محتوای باکیفیت، چه برای شرکت خودتان و چه برای مشتریان، مستلزم صرف زمان برای تحقیق، نگارش و ویرایش است. اما یک محتوای عالی نباید تنها یک‌بار منتشر شده و فراموش شود. در عوض، باید از سه اصل پیروی کند: استفاده مجدد، بازآفرینی و بازیافت.

فراتر از یک محتوای ساده فکر کنید

فرض کنید یک گزارش تحلیلی (White Paper) جامع تهیه کرده‌اید. این نوع محتوا معمولا بر داده‌های قوی متکی است و ترکیبی از تحقیقات داخلی و خارجی را شامل می‌شود. همچنین ممکن است حاوی مطالعات موردی و چک‌لیست‌هایی برای پیاده‌سازی توصیه‌های ارائه‌شده باشد. تولید چنین محتوایی زمان و هزینه زیادی می‌برد و شاید لازم باشد برای تهیه آن با چندین متخصص گفتگو کنید.

در نهایت، شما یک محتوای ارزشمند ۲,۰۰۰ تا ۳,۰۰۰ کلمه‌ای در اختیار دارید که توجه مخاطبان را جلب خواهد کرد. حال چرا به جای انتشار و فراموش کردن آن، از «قاعده هفت» استفاده نکنید؟

قاعده هفت به شما کمک می‌کند تا محتوای خود را از یک قالب مشخص فراتر ببرید و آن را به اشکال مختلف تبدیل کنید تا با استراتژی جامع محتوایی شما همخوانی داشته باشد. برای مثال، همان گزارش تحلیلی می‌تواند به‌عنوان محتوای محوری (Cornerstone Content) عمل کند و حداقل به هفت قالب محتوایی مختلف تبدیل شود تا نیاز گروه‌های مختلف مخاطبان را برآورده کند.
  • برخی مخاطبان تنها چند دقیقه وقت دارند و یک پست کوتاه در شبکه‌های اجتماعی برایشان کافی است.
  • برخی دیگر تصاویر و گرافیک را ترجیح می‌دهند و نیاز دارند که داده‌ها به‌صورت بصری ارائه شود.
  • عده‌ای هم علاقه‌مند به مطالعه عمیق هستند و به محتوای جامع‌تری مانند همان گزارش تحلیلی نیاز دارند.

چگونه یک محتوا را به چندین فرمت تبدیل کنیم؟

برای پوشش همه این گروه‌ها، می‌توان یک گزارش تحلیلی را به قالب‌های زیر تبدیل کرد:

  • اینفوگرافیک: ارائه یافته‌های کلیدی به شکل گرافیکی جذاب با پاراگراف‌های کوتاه و نکات کلیدی.
  • پست‌های شبکه‌های اجتماعی: متنی کوتاه، جذاب و متناسب با لحن هر پلتفرم.
  • مقالات وبلاگ: گزارش تحلیلی می‌تواند به چندین مقاله تقسیم شود. برای مثال، اگر گزارش شما درباره امنیت سایبری است و به انواع حملات اشاره دارد، می‌توان یک مقاله را به موضوع فیشینگ، مقاله دیگر را به حملات باج‌افزاری و مقاله دیگری را به سیاست‌های «دستگاه شخصی در محل کار (BYOD)» اختصاص داد.
  • کتاب الکترونیکی: ترکیب محتوای گزارش تحلیلی، مقالات وبلاگ و عناصر بصری برای ایجاد یک منبع جذاب.
  • وبینار: برگزاری یک جلسه آموزشی با حضور کارشناسان برای بررسی نتایج گزارش، همراه با بخش پرسش و پاسخ و ارسال کتاب الکترونیکی به شرکت‌کنندگان.
  • ویدیوهای کوتاه: ایجاد ویدیوهای ۳۰ ثانیه‌ای برای توضیح نکات کلیدی گزارش یا ارائه توصیه‌های کاربردی.

چرخ را از نو اختراع نکنید!

امروزه مخاطبان به دلیل حجم زیاد اطلاعات، دامنه توجه کوتاهی دارند. برخی فقط ۱۵ ثانیه برای دیدن یک محتوا وقت دارند، در حالی که برخی دیگر شاید ۵ دقیقه برای خواندن یک مقاله صرف کنند. بنابراین، تنوع‌بخشی به قالب‌های محتوایی، شانس موفقیت شما را افزایش می‌دهد.

۷ نکته برای بهره‌گیری از قانون ۷ در بازاریابی

قانون ۷ در بازاریابی به این اصل اشاره دارد که مشتریان بالقوه باید حداقل هفت بار یک پیام تبلیغاتی را ببینند تا تصمیم به خرید بگیرند. اما چگونه می‌توان این اصل را به‌درستی اجرا کرد و از آن بهره‌مند شد؟ در ادامه، هفت نکته کلیدی برای استفاده مؤثر از این قانون را بررسی می‌کنیم.

۱. مشتریان خود را بشناسید

شناخت مشتریان، مهم‌ترین مرحله در تدوین یک برنامه بازاریابی موفق است. مهم نیست از چه کانالی برای تبلیغات استفاده می‌کنید، اگر پیام شما متناسب با مخاطب هدف نباشد، کمپین شما قبل از شروع شکست خواهد خورد.

به‌عنوان مثال، آیا تبلیغ یک باشگاه گلف را در میانه روز، در شبکه تلویزیونی مخصوص فیلم‌های عاشقانه پخش می‌کنید؟ قطعاً نه! چرا که این مخاطبان علاقه‌ای به گلف ندارند و تبلیغ شما را بدون کوچک‌ترین توجهی رد می‌کنند. بنابراین، انتخاب درست مخاطب و پیام تبلیغاتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت کمپین دارد.

۲. ترکیب مناسبی از کانال‌های بازاریابی انتخاب کنید

استفاده از یک کانال بازاریابی به‌تنهایی معمولاً کافی نیست. برندهای بزرگ مانند کوکاکولا تبلیغات خود را در تلویزیون، رادیو، تبلیغات کلیکی، رسانه‌های اجتماعی و بسیاری از پلتفرم‌های دیگر منتشر می‌کنند. آیا تصور می‌کنید که کوکاکولا تنها با تبلیغات رادیویی می‌توانست به این میزان فروش برسد؟ احتمالاً نه.

دلیل این استراتژی ساده است: برای دستیابی به مشتریان بیشتر، باید در مکان‌هایی حضور داشته باشید که مخاطبان هدف شما در آنجا فعالیت می‌کنند.

۳. پیام خود را ثابت و یکپارچه نگه دارید

ثبات در پیام‌رسانی، کلید موفقیت در برندسازی است. اگر پیام‌های تبلیغاتی شما بیش از حد متنوع باشد، رسیدن به میزان تکرار لازم برای تأثیرگذاری دشوار خواهد شد.

به‌جای تغییر مداوم پیام‌ها، بر روی یک مفهوم مشخص تمرکز کنید و آن را به شکل‌های مختلف، اما با یک پیام واحد، به مخاطب منتقل کنید. این کار باعث می‌شود برند شما در ذهن مخاطبان باقی بماند.

۴. ثبات در هویت برند را رعایت کنید

برند شما یکی از مهم‌ترین دارایی‌های کسب‌وکار شماست. برای اینکه برند شما در ذهن مشتریان تثبیت شود، باید آن را به‌طور مداوم به نمایش بگذارید.

عواملی مانند رنگ‌ها، پیام‌ها، لحن و زبان ارتباطی برند شما نباید تغییرات زیادی داشته باشد. وقتی مشتریان یک برند را بارها و بارها با هویت بصری و محتوایی مشخصی ببینند، اعتمادشان به آن افزایش می‌یابد.

۵. عملکرد کمپین‌ها را اندازه‌گیری کنید

یکی از مهم‌ترین مراحل بازاریابی، بررسی و ارزیابی بازدهی تبلیغات است. هر کانال تبلیغاتی برای هر کسب‌وکاری مناسب نیست. به‌عنوان مثال، یک آرایشگر ممکن است با تبلیغات ویدیویی در یوتیوب موفق‌تر باشد، درحالی‌که یک رستوران احتمالاً با تبلیغات تصویری در رسانه‌های اجتماعی نتیجه بهتری می‌گیرد.

اما چگونه متوجه شویم کدام کانال بهتر عمل می‌کند؟ با آزمایش و تحلیل داده‌ها. بررسی مداوم شاخص‌های عملکرد (KPIs) به شما کمک می‌کند تا بودجه تبلیغاتی خود را در کانال‌هایی که بهترین نتیجه را دارند، افزایش دهید.

۶. به تبلیغات زمان کافی بدهید

صبر، صبر و صبر! بسیاری از صاحبان کسب‌وکار انتظار دارند که پس از یک هفته تبلیغات، فروششان به‌طور چشمگیری افزایش یابد. اما متأسفانه، این‌گونه نیست.

مخاطبان برای واکنش به تبلیغات، نیاز به زمان دارند. تکرار و استمرار در نمایش تبلیغات، باعث می‌شود پیام شما در ذهن آن‌ها ثبت شود. به‌خصوص در زمینه‌هایی مانند سئو (بهینه‌سازی موتورهای جستجو)، این روند زمان‌بر است. پس اگر می‌خواهید نتیجه بگیرید، به فرایند بازاریابی خود زمان بدهید.

۷. با مشتریان فعلی خود در ارتباط باشید

این نکته یکی از مهم‌ترین اصول موفقیت در بازاریابی است. حفظ مشتریان فعلی، ۹ تا ۱۰ برابر آسان‌تر از جذب مشتریان جدید است.

وقتی یک مشتری از شما خرید می‌کند، نوعی ارتباط عاطفی بین او و برند شما ایجاد می‌شود. برای حفظ این ارتباط، لازم است که به تعامل با مشتریان خود ادامه دهید. طبق قانون ۸۰/۲۰، حدود ۸۰ درصد درآمد شما از ۲۰ درصد مشتریانتان تأمین می‌شود. بنابراین، با آن‌ها در ارتباط باشید و از روش‌هایی مانند ایمیل مارکتینگ و پیشنهادهای ویژه برای نگه داشتن آن‌ها استفاده کنید.

سوالات متداول درباره قانون ۷ در بازاریابی

چرا تکرار مواجهه در بازاریابی اهمیت دارد؟

تکرار مواجهه باعث افزایش آشنایی و اعتبار برند در ذهن مخاطب می‌شود. هرچه یک مشتری بیشتر با پیام‌های یک برند روبه‌رو شود، احتمال اینکه آن را به خاطر بسپارد و به آن اعتماد کند، بیشتر خواهد بود. این پدیده روان‌شناختی، که بر اساس اصل “آشنایی موجب اعتماد می‌شود” شکل گرفته، بازاریابی را به ابزاری قدرتمند برای تأثیرگذاری بر رفتار مصرف‌کنندگان تبدیل کرده است.

چگونه می‌توان قانون ۷ را در کمپین‌های بازاریابی پیاده‌سازی کرد؟

اجرای قانون ۷ در کمپین‌های بازاریابی مستلزم داشتن یک برنامه راهبردی است که تضمین کند پیام‌های برند از طریق کانال‌های مختلف، چندین بار به مخاطبان هدف منتقل شوند. این کانال‌ها می‌توانند شامل تبلیغات دیجیتال، رسانه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ، بازاریابی مستقیم و موارد دیگر باشند. کلید موفقیت در این راهبرد، حفظ هماهنگی و یکپارچگی پیام در تمامی پلتفرم‌ها، بهینه‌سازی تعاملات و بررسی میزان مشارکت کاربران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه است.

بازاریابی چندکاناله چیست و چه ارتباطی با قانون ۷ دارد؟

بازاریابی چندکاناله روشی است که از کانال‌های ارتباطی متنوع برای دسترسی و تعامل با مخاطب هدف استفاده می‌کند. این روش ارتباط نزدیکی با قانون ۷ دارد، زیرا استفاده از چندین کانال، احتمال مواجهه مکرر مشتریان با پیام برند را افزایش می‌دهد. این استراتژی، در راستای هدف اصلی قانون ۷ یعنی ایجاد تعاملات مکرر برای افزایش فروش و تقویت وفاداری مشتریان، عمل می‌کند.

آیا قانون ۷ در بازاریابی دیجیتال هم کاربرد دارد؟

بله، قانون ۷ در بازاریابی دیجیتال بسیار کاربردی است. در دنیای دیجیتال، که دامنه توجه کاربران کوتاه و رقابت برای جلب نظر مخاطب شدید است، افزایش دفعات نمایش پیام برند از طریق ابزارهای دیجیتال و تحلیل داده‌ها می‌تواند تعاملات مؤثرتری ایجاد کند. این امر به ایجاد ارتباط عمیق‌تر با مخاطبان کمک می‌کند و در نهایت، تصمیمات خرید آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

آیا قانون ۷ با پیشرفت فناوری و تغییر رفتار مصرف‌کنندگان همچنان معتبر است؟

بله، با وجود پیشرفت‌های فناوری و تغییرات در رفتار مصرف‌کنندگان، قانون ۷ همچنان معتبر باقی مانده است. هرچند نحوه تعامل مصرف‌کنندگان با برندها تغییر کرده، اما اصل اساسی نیاز به چندین نقطه تماس پیش از تصمیم‌گیری همچنان برقرار است. نکته کلیدی این است که این قانون را با شیوه‌های مدرن بازاریابی تطبیق دهیم و هر تعامل را به‌صورت معنادار و هدفمند طراحی کنیم.

قانون ۷ چگونه بر رفتار مشتری در فرآیند تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد؟

قانون ۷ از طریق افزایش آشنایی و اعتماد به برند، بر رفتار مشتریان تأثیر می‌گذارد. وقتی مشتریان بالقوه در مواجهه‌های مختلف، پیام‌های ثابت و هماهنگی از یک برند دریافت کنند، اعتماد آن‌ها به برند بیشتر شده و فرآیند تصمیم‌گیری برای خرید آسان‌تر می‌شود. این اعتماد، عاملی کلیدی در ترجیح دادن یک برند نسبت به رقبا است.

آیا قانون ۷ فقط در بازاریابی کاربرد دارد؟

خیر، قانون ۷ علاوه بر بازاریابی، در حوزه‌هایی مانند مدیریت پروژه، خدمات مشتری و منابع انسانی نیز قابل استفاده است. برای مثال، در مدیریت پروژه، به‌روزرسانی‌های منظم و جلسات هماهنگی به تیم‌ها کمک می‌کند تا اهداف را بهتر درک کنند. در خدمات مشتری، تعاملات مکرر باعث بهبود تجربه مشتری می‌شود. در منابع انسانی، ایجاد یک برند کارفرمایی منسجم و تکرار پیام‌های استخدامی، جذب و حفظ استعدادهای برتر را تسهیل می‌کند.

چگونه می‌توان موفقیت استفاده از قانون ۷ در بازاریابی را اندازه‌گیری کرد؟

موفقیت این استراتژی را می‌توان از طریق شاخص‌هایی مانند نرخ تعامل، نرخ تبدیل، میزان به‌یادآوری برند و داده‌های فروش سنجید. ابزارهای تحلیلی به بازاریابان کمک می‌کنند تا مشخص کنند چه تعداد نقاط تماس برای تبدیل یک مشتری بالقوه به مشتری واقعی لازم است. برای دستیابی به بهترین نتایج، لازم است به طور مداوم عملکرد کمپین‌ها را پایش کرده و بر اساس داده‌های به‌دست‌آمده، استراتژی‌ها را بهینه‌سازی کرد.

آیا استفاده بیش از حد از قانون ۷ می‌تواند اثر منفی داشته باشد؟

بله، در برخی موارد، مواجهه بیش از حد می‌تواند منجر به خستگی تبلیغاتی و ایجاد احساس منفی نسبت به برند شود. بنابراین، ضروری است که تعادل مناسبی بین تعداد دفعات نمایش پیام و کیفیت آن برقرار شود. استراتژی‌های بازاریابی موفق نه‌تنها بر تکرار تأکید دارند، بلکه محتوایی متنوع و جذاب ارائه می‌دهند که بتواند به‌طور مؤثر با مخاطب ارتباط برقرار کند.

دیدگاهتان را بنویسید

دریافت مشاوره و آموزش

برای دریافت مشاوره نصب و راه اندازی آنالیتیکس 4 و ایونت ترکینگ از طریق گوگل تگ منیجر، از طریق شماره تماس زیر با من در ارتباط باشید.