دیتای جمعیت شناختی یکی از مهم ترین مبانی در تعریف تارگت مخاطب در سوشال مدیاست. زمانی که بینش های بازاریابی نسلی را وارد استراتژی خود میکنی، عملا روی این تاثیر میگذاری که مخاطب از مرحله آگاهی تا مرحله تبدیل شدن به حامی برند، چطور با محتوای تو ارتباط برقرار کند.
برای اینکه بتوانی با گروه های سنی مختلف رابطه معنادار و ماندگار بسازی، لازم است درک دقیقی از نحوه تعامل هر نسل با شبکه های اجتماعی و انواع محتوا داشته باشی. تیم Sprout Social به صورت دوره ای رفتار کاربران را در برابر ترندهای جدید سوشال مدیا بررسی میکند و نتایج آن، مبنای تحلیل این راهنماست.
این گزارش چهار نسل مختلف را تحلیل کرده است:
با رشد سریع استفاده از سوشال مدیا در تمام گروه های سنی، شناخت تفاوت رفتار هر نسل اهمیت بیشتری از گذشته پیدا کرده است. این راهنما به صورت جامع رفتارها، انتظارات و الگوهای تعامل هر نسل را بررسی میکند تا بتوانی در تارگت کردن گروه های مختلف در سوشال مدیا دقت بیشتری داشته باشی و نتایج موثرتری بگیری.
بازاریابی نسلی یک رویکرد استراتژیک است که در آن مخاطبان بر اساس گروه های سنی تقسیم بندی میشوند و پیام ها و کمپین ها مطابق ارزش ها، تجربیات و الگوهای رفتاری هر نسل تنظیم میشود.
این مفهوم به معنای ایجاد استراتژی های جداگانه و کاملا مستقل برای هر نسل نیست. در واقع هدف این است که بخش هایی از استراتژی فعلی خود را طوری تنظیم کنی که برای گروه هدف قابل درک و مرتبط باشد.
هر نسل در طول زمان با رویدادهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و دیجیتال متفاوتی روبه رو میشود و همین تجربه های مشترک، روی نحوه واکنش آنها به پیام های برند تاثیر میگذارد. به همین دلیل درک این تفاوت ها، اساس موفقیت در بازاریابی نسلی در سوشال مدیاست.
چرا استراتژی بازاریابی نسلی برای برند شما ضروری است
طبیعی است که تمام افرادی که در یک بازه پانزده تا بیست ساله به دنیا آمده اند، ویژگی های یکسانی در علاقه ها، سبک خرید یا رفتار آنلاین نداشته باشند. اگر اینطور بود، کار ما بازاریاب ها خیلی ساده میشد. با این حال، تقسیم بندی نسلی همچنان یکی از موثرترین ابزارها برای درک رفتار کاربران در سوشال مدیاست.
در ادامه توضیح میدهیم چرا این رویکرد تا این اندازه اهمیت دارد.
۱. کمک میکند پیام بازاریابی قوی تر و دقیق تری بسازید
حتما تا به حال با یک تبلیغ یا کمپین مواجه شده اید که احساس کنید دقیقا با شما حرف میزند. همان لحظه ای که میگویید: «دقیقا فهمید من چی نیاز دارم.»
معمولا پشت چنین کمپین هایی حجم زیادی دیتا و تحقیق وجود دارد؛ از جمله تحلیل رفتاری مخصوص هر نسل. این داده ها کمک میکنند تیم بازاریابی بفهمد چه چیزی برای گروه هدف جذاب است؛ از سبک طراحی گرفته تا اشاره های فرهنگی یا حتی شوخی های تلویزیونی. نتیجه این بینش ها، ساخت پیام هایی است که واقعا تاثیر میگذارند و باعث ایجاد ارتباط عمیق تر با مخاطب میشوند.
بازاریابی نسلی در سوشال مدیا به برندها کمک میکند پیام هایی تولید کنند که با ارزش ها، ترجیحات و تجربیات هر نسل هماهنگ است و در نهایت باعث وفاداری بیشتر مخاطب میشود.
۲. به برند کمک میکند همواره مرتبط و قابل توجه باقی بماند
با گذشت زمان، مخاطبان شما تغییر میکنند. افراد وارد دوره های جدید زندگی میشوند و نسل های تازه ای به عنوان مشتری بالقوه وارد بازار میشوند. هر نسل نیز ارزش ها و تجربه های متفاوتی دارد و این تفاوت ها مستقیما روی ترجیحات آنها نسبت به برندها تاثیر میگذارد.
بازاریابی نسلی به شما کمک میکند بفهمید هر گروه سنی چگونه برندها را میبیند، چگونه محتوا را مصرف میکند و چه چیزی توجه آنها را جلب میکند. این بینش باعث میشود پیام بازاریابی شما با تغییرات رفتاری مخاطب هماهنگ شود و برند شما همیشه به روز و مرتبط باقی بماند.
۳. از گسترش بازار و جذب مخاطبان جدید پشتیبانی میکند
بازاریابی نسلی فقط برای حفظ مخاطبان فعلی نیست. این رویکرد یک چارچوب مشخص میدهد تا بتوانید وارد بازار نسل های دیگری هم بشوید.
فرض کنید یک برند آرایشی هستید و متوجه میشوید نسل X برخلاف تصور شما، به شکل قابل توجهی از محصولاتتان استفاده میکند و در مورد آن در شبکه های اجتماعی صحبت میکند. به جای آزمون و خطای بی هدف، میتوانید از داده های نسلی استفاده کنید تا بفهمید چه نوع محتوا و چه نوع پیام برای آنها جذاب است.
این دیتا یک نقطه شروع مطمئن برای آزمایش های هدفمند است و به شما کمک میکند کمپین هایی طراحی کنید که واقعا برای نسل جدید موثر و جذاب باشند.
۴. کمک میکند پیام برند و تارگت مخاطب را متناسب با زمان تغییر دهید
نسل ها با گذشت زمان تغییر میکنند؛ نیازهایشان، ارزش هایشان و قدرت خریدشان نیز تغییر میکند. این یعنی پیام و مخاطب هدف برند شما هم باید به مرور تکامل پیدا کند.
استراتژی بازاریابی نسلی یک چارچوب مشخص برای این تغییر تدریجی ایجاد میکند. مثلا اگر نسل قدیمی تر که مشتری وفادار شما بوده، کم کم از چرخه خرید خارج میشود، تحلیل های نسلی کمک میکند بفهمید کدام نسل جوان تر در حال افزایش تاثیرگذاری است و چطور باید با آنها ارتباط برقرار کنید.
ممکن است این تغییر شامل بازبینی استراتژی سوشال مدیا، تغییر هویت بصری یا همکاری با تولیدکنندگانی باشد که بیشتر مورد توجه نسل جدید هستند.
در واقع این استراتژی کمک میکند برند به شکل هوشمند و مرحله به مرحله تکامل پیدا کند، بدون اینکه از ارزش های اصلی و مشتریان فعلی خود فاصله بگیرد.
چرا داده های سوشال برای بازاریابی نسلی اهمیت حیاتی دارد
اغلب داده هایی که درباره بازاریابی نسلی منتشر میشود، بسیار کلی و سطحی هستند. این داده ها معمولا تنوع هویتی، رفتاری و سلیقه ای افراد را نادیده میگیرند و فرض میکنند همه افراد یک نسل، ویژگی های تقریبا مشابهی دارند. اما برای اینکه واقعا بفهمید چه چیزی برای مخاطب شما جذابیت دارد، باید به داده های واقعی سوشال مدیا تکیه کنید.
سوشال مدیا بهترین فضا برای تست پیام ها، خلاقیت ها و انواع محتواست. برندها میتوانند در مدت کوتاهی متوجه شوند چه پیام هایی برای تارگت آنها موثر است، چه چیزی توجه را جلب میکند و چه مواردی بی تاثیر است. این محیط آزمایشی، امکان بررسی فرضیه ها و ایده های مختلف را فراهم میکند و کمک میکند ارزش ها، دغدغه ها و انگیزه های نسل های مختلف را بهتر بشناسید.
وقتی از داده های سوشال استفاده میکنید، دیگر مجبور نیستید بر اساس کلی گویی های نسلی تصمیم بگیرید. شما میتوانید رفتار واقعی کاربران را تحلیل کنید و استراتژی خود را به شکل دقیق و هدفمند مطابق با نیازهای متنوع گروه های مختلف تنظیم کنید.
الگوی استفاده نسل های مختلف از سوشال مدیا
هر نسل در سوشال مدیا رفتار متفاوتی دارد. و فقط دانستن اینکه در چه پلتفرمی حضور دارند کافی نیست؛ باید بدانید چگونه از آن استفاده میکنند. بر اساس گزارش “استراتژی محتوای سوشال مدیا ۲۰۲۴” اسپروت سوشال:
نسل Z با تیک تاک مثل یک موتور جستجو، منبع خبر و پلتفرم خرید برخورد میکند. برای نسل Z و Millennials، اینستاگرام فضایی برای ارتباط با دوستان و کشف محصولات جدید است. نسل X و بومرها نیز فیسبوک را به عنوان ابزاری برای ارتباط، دریافت اخبار و حتی پشتیبانی مشتری استفاده میکنند.
درک این الگوها به شما کمک میکند تست های دقیق تر، تحلیل رفتار بهتر و گوش دادن اجتماعی هدفمندتری انجام دهید. این یعنی به جای آزمون و خطای بی هدف، مسیر روشنی برای طراحی محتوا و استراتژی خواهید داشت و با سرعت بیشتری به بینش های واقعی میرسید.
نسل Z چگونه از سوشال مدیا استفاده میکند
نسل Z که با نام زومرها هم شناخته میشود، به معنای واقعی کلمه همیشه آنلاین است. بسیاری از آنها بیش از نیمی از عمر خود را در شبکه های اجتماعی سپری کرده اند و به عنوان نسل بومی دیجیتال، رفتار پیچیده و منحصر به فردی در سوشال مدیا دارند.
بر اساس یافته های نظرسنجی Pulse اسپروت سوشال در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۵، استفاده نسل Z از سوشال مدیا نه تنها کاهش پیدا نمیکند، بلکه رشد بیشتری هم خواهد داشت. این نسل علاقه زیادی به پلتفرم های مبتنی بر جامعه و تولید کننده محتوا دارد. شبکه هایی مثل Reddit، Bluesky و Substack در شش ماه آینده بیشتر مورد توجه زومرها قرار میگیرند.
حضور دوستان، ویژگی های خاص هر پلتفرم، اجتماع های کوچک و تخصصی و دنبال کردن کراکترهایی که قبلا با آنها ارتباط داشته اند، از مهم ترین دلایل پیوستن آنها به شبکه های جدید است. نزدیک به یک سوم نسل Z اعلام کرده اند که فقط به دنبال تجربه ای متفاوت از اینستاگرام و فیسبوک هستند.
نکته مهمتر اینکه این نسل حالا بیشتر از گوگل، از سوشال مدیا برای جستجو استفاده میکند.
نسل Z از برندها در سوشال مدیا چه انتظاری دارد
نسل Z دوست دارد با برندها فراتر از یک فروشگاه سنتی تعامل کند، اما همچنان تجربه مشتری محور برای آنها اولویت اصلی است.
طبق داده های نظرسنجی Pulse، نسل Z انتظار دارد برندها جسور باشند اما مصنوعی رفتار نکنند. آنها بیشتر از نسل های دیگر از برندهایی حمایت میکنند که وارد ترندها میشوند (۳۱ درصد) یا با اینفلوئنسرها همکاری میکنند (۳۲ درصد). اما همین نسل سریع تر از همه همکاری های غیرواقعی یا غیرشفاف را نقد میکند.
زومرها به تعامل اجتماعی برندها توجه زیادی دارند. این تعاملات برای آنها دومین شاخص اعتماد بعد از نظرات کاربران است. آنها برندهایی را ترجیح میدهند که صادق، خلاق، الهام بخش و هماهنگ با روندهای روز باشند. اگر برند شما شخصیت، هدف و صداقت داشته باشد، احتمال اینکه نسل Z شما را دنبال کند، با دوستانش به اشتراک بگذارد یا از شما خرید کند بالا میرود.
چگونه برند شما میتواند با نسل Z ارتباط بیشتری در سوشال مدیا ایجاد کند
برای تارگت کردن نسل Z باید محتوایی تولید کنید که باعث تعامل دوطرفه شود و مخاطب را وارد گفتگو کند. بهتر است استراتژی فعلی خود را از زاویه تجربه مشتری بررسی کنید و به این سوالات پاسخ دهید:
اگر بازخورد مشتری در استراتژی فعلی شما جای زیادی ندارد، لازم است ساختار آن را بازنگری کنید. توصیه میشود حداقل دو بار در هفته محتوای جدید تست کنید و عملکرد آن را با محتوای معمولی خود مقایسه کنید.
اگر مطمئن نیستید تیم شما با چه سرعتی پاسخ میدهد، گزارش Inbox Activity اسپروت سوشال میتواند زمان میانگین پاسخگویی در Smart Inbox را نشان دهد. این داده ها به شما کمک میکند شاخص های جدید تعریف کنید و فرآیند پاسخدهی را بهینه تر کنید.
نمونه موفق بازاریابی برای نسل Z: برند Cocokind
Cocokind یک برند مراقبت از پوست مستقر در کالیفرنیاست که شعار آن «اسکین کر سالم و آگاهانه برای همه» است. این برند شفافیت را جدی میگیرد و از استراتژی سوشال مدیا برای نشان دادن آن استفاده میکند.
در پروفایل های Cocokind خبری از میم های ساختگی یا زبان نوجوانانه غیرواقعی نیست. آنها از فرمت های محبوب نسل Z استفاده میکنند؛ مثل اسلایدهای شبیه به نوت اپ یا محتوای پشت صحنه از تیم. اما لحن برند همواره آموزشی و متناسب با هویت اصلی آن باقی میماند.
Cocokind با این رویکرد، تخصص خود را فراتر از معرفی محصول نشان میدهد و وارد دنیای واقعی دانش پوست میشود. چه در بخش کامنت ها به سوالات پاسخ دهند یا محتوایی تازه بر اساس پرسش های پرتکرار تولید کنند، آنها تجربه ای ارائه میکنند که هم مشتریان فعلی و هم مخاطبان جدید را مجذوب خود میکند.
نسل Millennials چگونه از سوشال مدیا استفاده میکند
نسل Millennials سال هاست با کلیشه های قدیمی شناخته میشود؛ کلیشه هایی که امروز دیگر واقعیت ندارند و تصویر دقیقی از این نسل ارائه نمیدهند. آنها دیگر دانشجویانی نیستند که سلفی اردکی میگیرند. اغلب آنها حالا در مرحله میانی زندگی قرار دارند؛ دوره ای که با تجربه های مهمی مثل پیشرفت شغلی، پدر و مادر شدن و مراقبت از والدین همراه است.
هرچند سبک زندگی آنها تغییر کرده، اما از سوشال مدیا فاصله نگرفته اند. پیش بینی میشود در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد Millennials همچنان از شبکه های اجتماعی استفاده کنند. آنها در همه پلتفرم ها حضور دارند؛ از فیسبوک و یوتیوب گرفته تا اینستاگرام، تیک تاک و لینکدین.
Millennials همچنین در پلتفرم های مبتنی بر تولیدکننده محتوا مانند Substack و Patreon پیشرو هستند. ۵۳ درصد آنها اعلام کرده اند که در شش ماه آینده زمان بیشتری را در این فضاها صرف خواهند کرد؛ حتی بیشتر از نسل Z. اگرچه شاید به اندازه نسل Z همیشه آنلاین نباشند، اما کاملا با رفتارهای مدرن مصرف محتوا آشنا هستند و از سوشال مدیا برای کشف محصولات و ایده گرفتن برای خرید استفاده میکنند.
Millennials از برندها در سوشال مدیا چه انتظاری دارند
برای تاثیرگذاری بر Millennials، استفاده از چند قالب میم یا یک آهنگ ترندی کافی نیست. درست مانند نسل Z، این نسل نیز از برندهایی خوششان می آید که واقعی باشند و تلاش نکنند به زور خود را مدرن یا جوان نشان دهند.
Millennials برندهایی را ترجیح میدهند که صادق، الهام بخش و هماهنگ با روندهای روز باشند، بدون اغراق یا رفتار نمایشی. برای ارتباط موثر با این نسل، باید محتوایی تولید کنید که واقعا ارزش ایجاد کند؛ مانند نکات کوتاه و کاربردی، آموزش های ساده و واضح، یا ویدئوهای کوتاه «چگونه» که برای جستجو مناسب هستند. بیش از ۲۷ درصد Millennials از سوشال مدیا برای یافتن اطلاعات استفاده میکنند، پس قالب های آموزشی مخصوص جستجو بسیار موثرند.
در کنار محتواهای آموزشی، محتوای تعاملی نیز اهمیت زیادی دارد. استوری هایی مثل «هر سوالی دارید از ما بپرسید»، نظرسنجی ها و سوال های چالشی، به ایجاد احساس جامعه کمک میکند و رابطه برند با نسل Millennials را عمیق تر میسازد.
چگونه برند شما میتواند با Millennials ارتباط بیشتری برقرار کند
ساخت یک جامعه فعال در سوشال مدیا نسخه واحد ندارد، اما چند قدم کلیدی وجود دارد که موفقیت آن را تضمین میکند.
اول از همه باید هدف این جامعه را مشخص کنید. اگر فقط درباره محصول یا خدمات خود صحبت کنید، گفتگوها خیلی سریع تکراری میشوند. لازم است زاویه دید را گسترده تر کنید و برند را با موضوعات بلندمدت و جذاب برای مخاطب هماهنگ کنید.
برای این کار، ابزارهای سوشال لیسنینگ مثل Sprout میتوانند کمک کنند. این ابزارها نشان میدهند چه موضوعات گسترده تری با برند شما مرتبط هستند و مخاطبان درباره چه مسائلی صحبت میکنند. با تحلیل گفتگوهای مخاطبان، رقبای شما و جامعه صنعت، میتوانید محتواهایی طراحی کنید که تعامل واقعی و مداوم ایجاد کند.
نمونه موفق بازاریابی برای Millennials: برند Our Place
Our Place یک برند لوازم آشپزخانه است که بیشتر با محصول همیشه محبوب Always Pan شناخته میشود. اما نقطه قوت اصلی این برند در توانایی آن در ساختن یک جامعه فعال و صمیمی است.
Our Place در اینستاگرام جامعه بزرگی ایجاد کرده است که دائما با مخاطبانش تعامل دارد. آنها از کاربران میخواهند رنگ مورد علاقه خود را از بین محصولات انتخاب کنند یا درباره محصولات جدید نظر بدهند.
محتوای برند فراتر از معرفی محصول است. آنها به سنت های فرهنگی، پشت صحنه تیم و غذاهای خانگی کاربران میپردازند. نکته مهمتر اینکه تقریبا به تمام کامنت ها جواب میدهند و حس ارزشمندی و دیده شدن را برای مخاطبان خود ایجاد میکنند.
نسل X چگونه از سوشال مدیا استفاده میکند
نسل X بین دو نسل بزرگتر یعنی Millennials و Baby Boomers قرار گرفته است. با اینکه اندازه این گروه جمعیتی کوچک تر است، اما بخش قابل توجهی از کاربران فعال شبکه های اجتماعی را تشکیل میدهند.
بر اساس نتایج نظرسنجی Pulse در سه ماهه دوم سال، فیسبوک محبوب ترین پلتفرم بین نسل X است؛ ۸۴ درصد آنها در این شبکه حضور دارند. پس از آن، یوتیوب و اینستاگرام بیشترین استفاده را دارند. همچنین درصد قابل توجهی از کاربران لینکدین را نسل X تشکیل میدهند، که منطقی است زیرا بسیاری از آنها در میانه یا اواخر دوران حرفه ای خود هستند.
نسل X بیشتر از سایر نسل ها از سوشال مدیا برای دریافت پشتیبانی مشتری استفاده میکند. طبق گزارش “استراتژی محتوای سوشال مدیا ۲۰۲۴″، آنها بیشترین ارتباط را در فیسبوک برقرار میکنند، اما برای یافتن پاسخ ها به اینستاگرام و یوتیوب نیز مراجعه میکنند. با این حال، استفاده از سوشال مدیا به عنوان ابزار جستجو برای آنها چندان رایج نیست. ۶۳ درصد نسل X همچنان گوگل را ترجیح میدهند، در حالی که تنها ۱۵ درصد از شبکه های اجتماعی برای یافتن اطلاعات استفاده میکنند.
نسل X از برندها در سوشال مدیا چه انتظاری دارد
نسل X با برندهایی ارتباط برقرار میکند که جسور، صادق، الهام بخش و دارای حس شوخ طبعی باشند.
بر خلاف Millennials، نسل X علاقه زیادی به برندهایی که «وایرال» میشوند یا مدام دنبال ترندها هستند ندارد. آنها محتوایی میخواهند که وقتشان را هدر ندهد و مستقیما با ارزش هایشان صحبت کند. برای جلب اعتماد این نسل، باید محتوا کاربردی، محترمانه و قابل ارتباط تولید کنید.
از آنجا که نسل X سال هاست در بسیاری از کمپین های بازاریابی نادیده گرفته میشود، به محتوای صادقانه، الهام بخش و طنزآمیز واکنش مثبت نشان میدهد. این ویژگی ها به آنها نشان میدهد که برند واقعا آنها را میبیند. علاوه بر این، نسل X به عنوان «مهاجر دیجیتال» تمایلی به دنبال کردن تمام ترندها ندارد و کمتر تحت تاثیر هیاهوی آنلاین قرار میگیرد. آنها خلاقیت را دوست دارند، اما فقط زمانی که مرتبط و ساده باشد.
چگونه برند شما میتواند با نسل X ارتباط بیشتری در سوشال مدیا ایجاد کند
نسل X مثل Millennials یا Boomers زیاد در مرکز توجه رسانه ها قرار نمیگیرد و همین موضوع در دنیای بازاریابی هم دیده میشود. طبق یک مطالعه در سال ۲۰۲۴، بیش از ۵۴ درصد نسل X احساس میکنند برندها آنها را نادیده میگیرند و بیشتر روی نسل های جوان تر یا مسن تر تمرکز کرده اند. بنابراین برندهایی که به شکل واقعی به این نسل توجه کنند، میتوانند مزیت رقابتی مهمی به دست آورند.
نسل X یک فرصت نسبتا دست نخورده برای بازاریاب ها است. تعداد کمی از برندها روی این مخاطبان باتجربه و توانمند سرمایه گذاری میکنند، در حالی که ظرفیت بالایی برای تعامل و وفاداری دارند. برای ارتباط موثرتر با این نسل، این رویکردها مفید هستند:
برندهایی که نسل X را در استراتژی بازاریابی نسلی خود منعکس میکنند، به یکی از ارزشمندترین و کمتر دیده شده ترین گروه های مخاطب دسترسی پیدا میکنند.
نمونه موفق بازاریابی برای نسل X: برند Talbots
ایزابلا تورپ (Confessionsofasuperager@) یکی از مثال های موفق نسل X در فضای تولید محتواست. او با بیش از ۱۴۰ هزار دنبال کننده، استایل کلاسیک و شیک خود را در قالب محتوای مد مخصوص میانسالی به اشتراک میگذارد و ثابت میکند که سبک و سلیقه هیچ وقت سن نمیشناسد.
او اخیرا با برند Talbots همکاری کرده و در یک کمپین پاییزی فعالیت های مورد علاقه اش مثل سیب چینی همراه نوه هایش را به نمایش گذاشته است، در حالی که لباس های timeless این برند را پوشیده است. این همکاری به Talbots کمک کرد تا ارتباط قوی تری با زنان میانسال برقرار کند؛ زنانی که دنبال راحتی، زیبایی و شخصیت در استایل خود هستند.
برندهایی که با تولیدکنندگان محتوا مانند تورپ همکاری میکنند، بهتر میتوانند با مخاطبان بزرگسال ارتباط برقرار کنند؛ مخاطبانی که دوست دارند تصویر خود را در مدیا و برندها بازتاب یافته ببینند.
Baby Boomers چگونه از سوشال مدیا استفاده میکنند
بیبی بومرها ممکن است مانند نسل های جوان تر به سراغ اپلیکیشن های تازه نروند، اما در پلتفرم هایی که به آنها اعتماد دارند همچنان بسیار فعال هستند. طبق نتایج نظرسنجی Pulse در سه ماهه دوم ۲۰۲۵، فیسبوک محبوب ترین شبکه بین بومرهاست؛ ۸۸ درصد آنها به صورت منظم از آن استفاده میکنند. پس از آن یوتیوب با ۴۷ درصد و اینستاگرام با ۳۹ درصد قرار دارند. در مقابل، حضور این نسل در پلتفرم هایی مثل تیک تاک (۲۱ درصد) یا Threads (5 درصد) به شکل چشمگیری کمتر است.
بر خلاف نسل های جوان تر، بومرها از سوشال مدیا به عنوان یک ابزار همه کاره استفاده نمیکنند. تنها ۷ درصد آنها از شبکه های اجتماعی برای جستجوی اطلاعات استفاده میکنند. آنها بیشتر برای ارتباط با خانواده، دنبال کردن اخبار و دریافت پشتیبانی از برندها وارد شبکه های اجتماعی میشوند. فیسبوک برای آنها اصلی ترین مرجع ارتباط با برندهاست.
Baby Boomers از برندها در سوشال مدیا چه انتظاری دارند
سوشال مدیا همچنان بخش مهمی از رابطه بومرها با برندها را تشکیل میدهد، اما برای این نسل، ارتباط قابل اعتماد بسیار مهم تر از ترندهای وایرال است.
بیش از ۷۹ درصد بومرها از فیسبوک برای ارتباط با پشتیبانی مشتری استفاده میکنند و نزدیک به یک سوم آنها از یوتیوب یا اینستاگرام نیز کمک میگیرند. این نسل حساس ترین گروه نسبت به کیفیت خدمات مشتری است. ۳۱ درصد آنها گفته اند که انتظار پاسخ سریع و روشن به سوالات خود را دارند.
برندهایی که حضور ثابت و قابل اعتماد دارند، سریع پاسخ میدهند و ارتباط روشن و مودبانه برقرار میکنند، بهترین شانس را برای جلب اعتماد Baby Boomers خواهند داشت.
چگونه برند شما میتواند با Baby Boomers ارتباط بیشتری در سوشال مدیا ایجاد کند
اگر بخش قابل توجهی از بازار شما بیبی بومرها هستند، اولویت اصلی شما باید ارائه خدمات مشتری سریع و موثر باشد.
گزارش Case Management اسپروت سوشال کمک میکند عملکرد تیم خود را شفاف بررسی کنید. این گزارش امکان پایش بهره وری، زمان پاسخگویی و نقاط قابل بهبود در فرآیند پشتیبانی را فراهم میکند. در کنار این ابزار، استفاده از Smart Inbox و Message Spike Alerts باعث میشود حجم بالای پیام ها را بدون از دست دادن دقت و سرعت مدیریت کنید.
نمونه موفق بازاریابی برای Baby Boomers: برند Kohl’s
Kohl’s یک فروشگاه بزرگ زنجیره ای در آمریکا است که به دلیل تنوع محصولات پوشاک و لوازم منزل با قیمت های مناسب شناخته میشود.
این برند در فیسبوک نمونه ای عالی از پشتیبانی مشتری در سوشال مدیا ارائه میدهد. آنها به سرعت به سوالات، نگرانی ها و کامنت ها پاسخ میدهند و همیشه لحن مودب و مستقیم دارند. پاسخ های آنها بر حل مشکل متمرکز است؛ نگرانی را میپذیرند، در صورت نیاز عذرخواهی میکنند و راهکار مشخص ارائه میدهند. مثلا درخواست ارسال پیام خصوصی برای بررسی سفارش یا توضیح دقیق درباره زمان تحویل.
این نوع ارتباط حرفه ای و قابل اعتماد باعث ایجاد وفاداری در Baby Boomers میشود؛ نسلی که ارتباط شفاف، رسیدگی سریع و احترام در گفتگو برایشان اهمیت زیادی دارد.
جذب مشتری همیشه یکی از سخت ترین بخش های بازاریابی بوده است. معمولا تلاش می کنیم با بازاریابی محتوایی (Content Marketing) توجه کاربر را جلب کنیم و سپس با ایمیل مارکتینگ (Email Nurturing) او را در مسیر خرید قرار دهیم. اما این روند زمانی دشوارتر می شود که بخواهیم یک محصول را برای چند گروه سنی با رفتارهای کاملا متفاوت بازاریابی کنیم. برای مثال، یک فرد ۵۰ ساله که آشنایی محدودی با بازاریابی دیجیتال دارد، واکنشی متفاوت به یک تبلیغ فیسبوک (Facebook Ad) نشان می دهد در مقایسه با یک جوان ۲۰ ساله که به خوبی با تاکتیک های دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing Tactics) آشناست.
به عنوان یک فرد میلنیال (Millennial)، خیلی سریع متوجه می شوم که چه برندهایی دقیقا نسل من را هدف گرفته اند؛ از هویت بصری جذاب گرفته تا لحن کمی طنزآمیز و خودمانی که مشخصا برای این نسل طراحی شده است.
اما سوال مهم این است: برندها چگونه می توانند مطمئن شوند که پیام آن ها برای تمام نسل ها به درستی عمل می کند؟ کدام نسل بیشتر از تماس تلفنی (Phone Call) تاثیر می گیرد؟ چه کسانی همچنان خرید حضوری (In-store Shopping) را ترجیح می دهند؟ و کدام گروه به دلیل محصولی با ویژگی های دوستدار محیط زیست (Eco-friendly Product) جذب برند می شوند؟
نگران نباشید. تمام این موارد به خوبی بررسی و تحلیل شده است.
در این مطلب، بهترین استراتژی های بازاریابی آنلاین برای هدف قرار دادن سه نسل مهم یعنی میلنیال ها، نسل ایکس (Gen X) و بومرها (Baby Boomers) را بررسی می کنیم. اما پیش از آن، لازم است تعریف درستی از بازاریابی نسلی ارائه دهیم.
بازاریابی نسلی یک رویکرد بازاریابی است که پیام ها و ارتباطات بازاریابی را بر اساس گروه های نسلی طراحی می کند. طبق تعریف ویکی پدیا، نسل (Generation) به گروهی از افراد گفته می شود که در یک بازه زمانی مشابه به دنیا آمده اند (معمولا تا ۱۵ سال) و در یک مرحله مشابه از زندگی قرار دارند. این افراد تحت تاثیر رویدادها، روندها و تحولات اجتماعی یک دوره زمانی مشترک شکل گرفته اند و همین موضوع باعث می شود نیازها، انتظارات و رفتارهای مشابهی داشته باشند.
به همین دلیل، بازاریابی نسلی می تواند دقت پیام و اثرگذاری کمپین های دیجیتال را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. در واقع، با شناخت ویژگی های هر نسل، می توان پیام درست را از طریق کانال درست و با لحن درست به مخاطب ارسال کرد.
اگر به دنبال شناخت بهتر نسل زد (Gen Z) هستید، منابع کاربردی زیادی وجود دارد؛ از جمله ویژگی ها و آمار نسل زد (Gen Z Characteristics & Stats) و همچنین استراتژی های بازاریابی مخصوص این نسل (Gen Z Marketing Strategies).
نسل بومرها همان نسلی هستند که هنوز پیام صوتی یا همان ویس میل (Voicemail) می گذارند و آن را گوش می کنند. این گروه بین سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴ متولد شده اند و دوران رشد آن ها همزمان با فضای پس از جنگ جهانی دوم و دوره معروف به رویای آمریکایی (American Dream) بوده است؛ دورانی با خانه های حصار سفید و خانواده های سنتی.
با این که نسل های جوان تر به بومرها نحوه استفاده از فناوری را آموزش داده اند، اما این نسل با سرعت و احتیاط بیشتری فناوری های جدید را پذیرفته است. طبق تحقیق مرکز پژوهشی پیو (Pew Research)، در سال ۲۰۱۴ حدود ۶۵ درصد از افراد ۵۰ تا ۶۴ سال از شبکه های اجتماعی (Social Networking Sites) استفاده می کردند. نکته جالب این که بیشتر آن ها از فیسبوک (Facebook) برای ارتباط مجدد با دوستان قدیمی و روابط خاموش شده استفاده می کردند.
نسل بومرها بیشترین احتمال را دارد که تبلیغات ریمارکتینگ فیسبوک (Facebook Remarketing Ads) را اشتباه برداشت کنند یا آن ها را مزاحم بدانند، اما همچنان به روش های بازاریابی مستقیم و تعامل انسانی علاقه نشان می دهند. بومرها صحبت کردن با یک فرد واقعی را ترجیح می دهند.
از نگاه بازاریابی نسلی، بومرها ارزشمندترین مصرف کنندگان در بازار امروز هستند. این نسل در هر خرید بیشترین میزان هزینه را پرداخت می کند و حالا که در دوران بازنشستگی قرار دارد، آمادگی بیشتری برای خریدهای غیرضروری یا محصولات لوکس دارد. نکته شگفت انگیز این است که بومرها حتی در حوزه فناوری (Technology) نیز بیشترین هزینه را انجام می دهند؛ از تلویزیون کابلی پریمیوم (Premium Cable) گرفته تا جدیدترین مدل های گوشی هوشمند.
۵ نکته مهم برای بازاریابی به نسل بومرها (۵ Tips for Marketing to Baby Boomers)
۱. از وفاداری به برند استفاده کنید (Take Advantage of Brand Loyalty)
اگر تجربه مشاهده سبک خرید افراد این نسل را داشته باشید، متوجه می شوید که بومرها به شکل قابل توجهی وفادار به برند هستند. برای مثال، وقتی عموی من شنید که ممکن است فرمول دئودورانت مورد علاقه اش یعنی Old Spice Original تغییر کند، بلافاصله چندین عدد خرید تا برای سال ها ذخیره داشته باشد. یا خاله های من زمانی که یک نوع شراب مورد علاقه خود را پیدا می کنند، تمام موجودی فروشگاه را می خرند.
در بازاریابی نسلی، اگر بتوانید به این گروه ثابت کنید که محصول شما کیفیت بالا و ارزش طولانی مدت دارد، شانس زیادی برای تبدیل آن ها به مشتریان وفادار خواهید داشت.
۲. از فرصت فروش تکمیلی استفاده کنید (Go for the Up-Sell)
نسل بومرها معمولا درآمد بیشتری نسبت به نسل های جوان تر دارند و آمادگی بیشتری برای هزینه کردن در حوزه هایی مثل سرگرمی، شراب، خدمات و حتی داروهای نسخه ای دارند. این نسل دوست دارد ارزش یک خدمت را بداند؛ این که دقیقا چه مشکلی را حل می کند و چطور زندگی آن ها را راحت تر می سازد، بدون این که احساس فشار از سمت فروشنده داشته باشند.
در چنین شرایطی، فروش تکمیلی یا همان Upsell گزینه بسیار مناسبی است. مثلا پیشنهاد اضافه شدن ۱۰۰ گیگابایت فضای ذخیره سازی با تنها ۱۰ دلار در ماه، یک پیشنهاد جذاب و غیرتهاجمی برای این نسل محسوب می شود.
طبق نظر جفری گیتومر (Jeffery Gitomer)، فروش تکمیلی علاوه بر افزایش درآمد، باعث تقویت رابطه با مشتری نیز می شود و نسبت به جذب مشتری جدید، تلاش بسیار کمتری نیاز دارد.
۳. برنامه های کش بک را وارد استراتژی کنید (Tie in Cash-Back)
کسب امتیاز یا دریافت کش بک (Cash Back) شاید برای برخی نسل ها جذاب نباشد، اما برای بومرها که معمولا خریدهای بزرگی انجام می دهند، برنامه های کش بک بسیار وسوسه کننده است.
نمونه واضح آن کارت های اعتباری است. بر اساس آمار، ۴۸ درصد نسل بومرها از کارت اعتباری استفاده می کنند و ترجیح می دهند مبلغ بیشتری خرج کنند تا امتیاز بیشتری به دست آورند. بسیاری از بومرها طرفدار American Express هستند، زیرا خریدهای بزرگ آن ها می تواند امتیازات قابل توجهی ایجاد کند؛ امتیازاتی که در نهایت می تواند یک سفر را پوشش دهد یا وسیله ای مثل Nutribullet را برای یکی از اعضای خانواده خریداری کند.
۴. اگر چیزی خوب کار می کند، تغییرش ندهید (If It Ain’t Broke, Don’t Fix It)
این نسل بیشترین میزان تاثیرپذیری را از روش های بازاریابی و فروش سنتی دارد. بومرها معمولا ترجیح می دهند قبل از خرید، با یک فرد واقعی صحبت کنند؛ اما لطفا هنگام صرف شام تماس نگیرید.
روش هایی که به زندگی شخصی آن ها وارد می شوند خوشایند نیستند، اما تبلیغات تلویزیونی، روزنامه ای و سنتی همچنان برایشان قابل قبول است.
از آنجا که بومرها از شبکه های اجتماعی بیشتر برای ارتباط با دوستان قدیمی استفاده می کنند، احتمال زیادی وجود دارد که تبلیغ فیسبوک شما (Facebook Ad) را اسپم گزارش کنند.
این نسل کمترین علاقه را به خواندن مقالات طولانی دارد. بومرها بیشتر مقالات کوتاه حدود ۳۰۰ کلمه را ترجیح می دهند.
همچنین آن ها به ندرت خرید اینترنتی را از طریق گوشی هوشمند انجام می دهند. این یک فرصت مهم است تا تجربه پرداخت موبایلی خود را ارزیابی کنید. آیا مادربزرگ شما می تواند بدون مشکل خرید را کامل کند؟
۵. یک نکته غیرمنتظره: تخفیف را کنار بگذارید (Plot Twist: Skip the Discounts)
نسل بومرها یا در آستانه بازنشستگی هستند یا چند سال است که از آن لذت می برند؛ دوره ای که نتیجه سال ها تلاش بوده است.
طبق گزارش AARP، بزرگسالان بالای ۵۰ سال سالانه ۳.۲ تریلیون دلار هزینه می کنند و ۱۵ تریلیون دلار دارایی مالی دارند؛ رقمی که از تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند ایتالیا، روسیه، انگلستان و فرانسه بیشتر است.
این گروه سنی ۵۰ درصد کل هزینه های مصرفی را شامل می شوند، اما بازاریاب ها تنها ۱۰ درصد بودجه خود را برای آن ها صرف می کنند. این یعنی یک فرصت کاملا دست نخورده!
به همین دلیل، پیشنهاد می شود محصولات با قیمت کامل یا حتی سطح بالا (Top-shelf Products) را به این گروه هدف معرفی کنید.
هیچ کس در دهه شصت زندگی خود نمی خواهد شراب ۷ دلاری بنوشد یا برای خانه جدیدی که بعد از رفتن آخرین فرزندش کوچک کرده، مبلمان دست دوم بخرد. بومرها حاضرند برای لذت بردن از زندگی در دوران بازنشستگی کمی بیشتر خرج کنند.
نسل ایکس را معمولا به عنوان «فرزند میانی فراموش شده» می شناسند. این نسل کوچکترین گروه جمعیتی بین نسل بومرها و نسل میلنیال ها است. افراد این گروه بین سال های ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ متولد شده اند و نقش یک پل ارتباطی بین دو نسل بزرگ تر را ایفا می کنند.
نسل ایکسی ها امروز در نقطه ای قرار دارند که همزمان باید از فرزندان خود مراقبت کنند، قسط خانه پرداخت کنند و در اوج مسیر شغلی خود قرار بگیرند. تصور کنید یک فرد ۴۰ ساله که در دهه ۸۰ میلادی به مدرسه رفته، مخالف سیاست های دولت بوش پدر بوده، امروز در حوزه انرژی سبز (Green Energy) کار می کند و چند فرزند کوچک دارد. این نسل دوران گذار از رادیو به تلویزیون و از تلویزیون به ویدئو را به خوبی به یاد دارد و نسبت به تامین مالی دوران بازنشستگی نگرانی بیشتری دارد.
این نسل بسیار پرمشغله است. آن ها باید مراقب فرزندان باشند، وام مسکن و شهریه دانشگاه پرداخت کنند و ساعت های طولانی کار کنند. با وجود این مشغله ها، نسل ایکس به شدت آنلاین است. بیش از ۸۰ درصد افراد این نسل در شبکه هایی مثل فیسبوک (Facebook)، مای اسپیس (MySpace) و توییتر (Twitter) حضور دارند.
از نگاه بازاریابی نسلی، نسل ایکس از لحاظ پذیرش فناوری بسیار نزدیک به میلنیال ها عمل می کند. آن ها همچنین از نظر سیاسی وفادارتر از نسل های دیگر هستند. نسل ایکسی ها ادعا می کنند که هنگام خرید به فهرست نیازها وفادارند، اما در عمل بیشترین خریدهای غیرمنتظره و بدون برنامه را انجام می دهند.
این نسل یک «نسل دوگانه» است؛ چون دوران نوجوانی را بدون خرید اینترنتی گذرانده و از خرید حضوری لذت می برد، اما امروز خرید آنلاین را هم کاملا پذیرفته است.
۵ نکته مهم برای بازاریابی به نسل ایکس (۵ Tips for Marketing to Generation X)
۱. کوپن همیشه محبوب است (Everyone Loves Coupons)
نسل ایکس درست زمانی وارد بازار کار شد که بحران اقتصادی بزرگ (Great Recession) رخ داد. این نسل باور چندانی به تامین مالی از سوی بیمه اجتماعی (Social Security) در دوران بازنشستگی ندارد.
نسل ایکسی ها همزمان برای هزینه های دانشگاه، خرید خانه، راه اندازی کسب و کار و پس انداز دوران بازنشستگی تلاش می کنند. نتیجه این سبک زندگی؟ علاقه شدید به کوپن، تخفیف و پیشنهادهای ارزشمند.
برندهایی مانند Blue Apron و Plated مثال های خوبی از بازاریابی موفق برای نسل ایکس هستند؛ چون هم زندگی آن ها را ساده تر می کنند و هم ارزش را به شکل مستقیم ارائه می دهند.
هرچند ایمیل مارکتینگ (Email Marketing) برای برخی قدیمی به نظر می رسد، اما همچنان بهترین کانال ارتباطی برای نسل ایکس است. آن ها دائما در محیط کار از Outlook استفاده می کنند و به ایمیل های خانوادگی و کاری وابسته اند. بنابراین دریافت ایمیل های فروش و پیشنهادهای ویژه برایشان کاملا طبیعی است.
۲. برند اخلاقی باشید (Be a Goody-Two-Shoes)
برندهایی که به محیط زیست یا جامعه کمک می کنند محبوبیت بیشتری در میان نسل ایکس دارند. این نسل کمتر به دنبال موج های زودگذر ترند است و بیشتر محصول یا خدمتی را انتخاب می کند که تاثیر مثبت اجتماعی یا زیست محیطی داشته باشد.
برند TOMS نمونه واضحی از این موضوع است. پیام ساده آن ها یعنی «One for One» باعث شد با وجود ظاهر ساده کفش هایشان، برند به موفقیت جهانی برسد.
بهترین کانال های بازاریابی برای انتقال این پیام ها فیسبوک و پینترست (Pinterest) هستند.
۳. از برنامه های پرورش مشتری بر اساس سبک زندگی استفاده کنید (Lifestyle Nurture Programs)
با توجه به حضور گسترده نسل ایکس در شبکه های اجتماعی، داده های ارزشمندی برای هدف گیری دقیق در دسترس بازاریاب ها قرار دارد.
به لطف گزینه های هدف گیری در فیسبوک (Facebook Targeting)، می توانید کمپین هایی مخصوص مادران جدید، سالگرد ازدواج، تولدها و مناسبت های خانوادگی اجرا کنید.
برخی برندها مثل Petco ارسال منظم کالاهای مصرفی حیوانات خانگی را ارائه می دهند تا مشتری هیچ وقت خرید ضروری را فراموش نکند.
در حوزه کودک، برندهایی مثل Babies R Us و Toys R Us برنامه های ایمیلی دارند که برای مادران باردار، ماه به ماه پیام ارسال می کنند و بعد از تولد نیز پیشنهادهای مناسب سن کودک ارائه می دهند.
این روش ها باعث ایجاد وفاداری و حس اعتماد می شود؛ چون مشتری احساس می کند شما دقیقا نیازهایش را می شناسید.
۴. به نسل ایکس یک استراحت بدهید (Give Gen Xers a Break)
اگرچه نسل ایکس به پس انداز معروف است، اما همه درآمدشان برای شهریه دانشگاه ذخیره نمی شود.
آمار نشان می دهد دو سوم نسل ایکسی هایی که درآمد بالای ۲۵۰ هزار دلار دارند و نصف افرادی که کمتر از این میزان درآمد دارند، قصد دارند طی ۱۲ ماه آینده به سفر بروند.
این یک فرصت بزرگ بازاریابی است. حتی اگر محصول شما ارتباط مستقیمی با سفر ندارد، می توانید مسابقه (Sweepstake) برگزار کنید یا محصولاتی که در سفر کاربرد دارند تبلیغ کنید.
از آنجا که سفرهای این نسل معمولا خانوادگی و پرهزینه است، آن ها آماده اند تا برای برنامه ریزی بهتر، پیشنهادهای ارزشمند شما را بپذیرند. در صورت تجربه خوب، احتمال تکرار خرید بسیار بالا خواهد بود.
۵. یک چرخش غیرمنتظره: سراغ پست مستقیم بروید (Plot Twist: Try Direct Mail)
شاید فکر کنید ارسال پستی مستقیم یا Direct Mail یک روش منسوخ شده است، اما برای نسل ایکس هنوز بسیار موثر است.
طبق تحقیق شرکت های InnoMedia، NuStats و Vertis، حدود ۸۶ درصد افراد این نسل هر روز نامه ها را بررسی می کنند و ۶۸ درصد از کوپن هایی که از طریق پست دریافت کرده اند استفاده کرده اند.
این نسل همچنان بیشتر قبض های خود را به صورت کاغذی دریافت می کند و کارت تبریک های تولد را با USPS ارسال می کند، نه ایمیل.
پس دوره منوهای رستوران های چینی و بسته های کوپن که داخل صندوق پستی می افتاد هنوز تمام نشده است.
نسل میلنیال نسلی است که رفته رفته نیروی کار را در اختیار می گیرد و از نظر تعداد در حال پیشی گرفتن از نسل بومرها است. افراد این نسل بین سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۹ متولد شده اند و دوران بلوغ خود را در اوایل دهه ۲۰۰۰ تجربه کرده اند.
این نسل بیشتر از هر نسل دیگری موضوع گفت وگوهای شبکه های اجتماعی و پاپ کالچر (Pop Culture) است. میلنیال ها درست در زمانی وارد بازار کار شدند که اقتصاد با بحران جدی مواجه شد؛ همین باعث شده این نسل بزرگ ترین گروه کارآفرینان (Entrepreneurs) باشد.
میلنیال ها به حساسیت های اجتماعی شهرت دارند و در بسیاری از مواقع مسائل اجتماعی را بر منافع اقتصادی ترجیح می دهند. طبق گزارش Brookings Institute، حدود ۶۴ درصد میلنیال ها ترجیح می دهند سالی ۴۰ هزار دلار در شغلی که دوست دارند درآمد داشته باشند تا ۱۰۰ هزار دلار در شغلی که برای آنها کسل کننده است.
با این حال، میلنیال ها یک نیروی اقتصادی بزرگ محسوب می شوند. آن ها سالانه حدود ۲۰۰ میلیارد دلار قدرت خرید دارند و به همین دلیل بسیاری از بازاریاب ها تلاش می کنند با کانال های جدید بازاریابی، این نسل را جذب کنند.
میلنیال ها کمترین میزان خرید حضوری را دارند، اما زمانی که به خرید می روند، خریدهای قابل توجهی انجام می دهند. این نسل بیشترین واکنش را به خرید آنلاین، توصیه های دوستان و خانواده و هر چیزی که فرآیند خرید را آسان تر کند نشان می دهد.
میلنیال ها در حال تغییر شیوه بازاریابی کالا و خدمات هستند؛ چون به تاکتیک های بازاریابی سنتی پاسخ نمی دهند. این نسل مکان غذا خوردن را از روی عکس های اینستاگرام انتخاب می کند، آرایشگر را از طریق فیسبوک پیدا می کند و خرید مواد غذایی را آنلاین انجام می دهد.
میلنیال ها عاشق «چیز بعدی» هستند؛ همان ترندهایی که رسانه ها و کمدی ها آن را دست می اندازند اما در واقع درآمد زیادی برای صاحبان کسب و کار ایجاد می کند.
نمونه واضح آن اپل (Apple) است. زمانی که استیو جابز شکل ظاهری و تجربه کاربری کامپیوتر را دگرگون کرد، مک (Mac) به سرعت محبوب شد. امروز میلنیال ها ۲۱.۷ درصد بیشتر از سایر نسل ها مالک مک هستند و همین نسل همان کسانی هستند که هر سال مشتاق معرفی آیفون جدید هستند.
یا زمانی که اینستاگرام ویژگی استوری را از اسنپ چت الهام گرفت، اینترنت منفجر شد. همین اتفاق برای محبوبیت اپلیکیشن های دوست یابی آنلاین و پهپادهای عکاسی رخ داد.
برای بازاریابی به میلنیال ها باید بر زاویه جدید، نوآوری و ارائه دید تازه نسبت به یک نیاز یا مشکل رایج تمرکز کنید.
میلنیال ها در حال تغییر شکل بازاریابی هستند؛ زیرا به روش های سنتی بی تفاوت اند.
این نسل تصمیم گیری های مهم خود را بر اساس «تجربه دیگران» انجام می دهد. از انتخاب رستوران با عکس های اینستاگرام گرفته تا انتخاب آرایشگر از فیسبوک و سفارش مواد غذایی از طریق توصیه یک دوست.
طبق آمار، ۶۸ درصد میلنیال ها تا زمانی که با دوستان مورد اعتماد خود درباره موضوعی حرف نزنند، تصمیم جدی نمی گیرند؛ از انتخاب محله زندگی و محل قرار ملاقات گرفته تا شروع یک کسب و کار.
به همین دلیل، وبسایت های نقد و بررسی مثل Yelp، TripAdvisor و Rotten Tomatoes نقش حیاتی در تصمیم گیری این نسل دارند.
یک راه کارآمد برای بازاریابی غیرمستقیم به میلنیال ها این است که نظرات آنلاین شما مثبت و معتبر باشد و تجربه مشتری در سطح بالایی قرار داشته باشد.
برای استفاده از قدرت شبکه های اجتماعی در میان میلنیال ها، بهتر است مشوق های اجتماعی (Social Incentives) در برنامه بازاریابی خود بگنجانید.
طبق آمار Yahoo، حدود ۶۳ درصد میلنیال ها در صورتی که در ازای «چک این» (Check-in) در یک شبکه اجتماعی کوپن یا تخفیف دریافت کنند، این کار را انجام می دهند. یک تخفیف ۲۰ درصدی کافی است تا ۵۰ درصد آن ها را به یک فروشگاه جذب کند.
همچنین می توانید دسترسی به یک بخش از تجربه را منوط به اشتراک گذاری کنید؛ مثلا:
“برای ادامه تجربه، این صفحه را با ۵ دوست خود در فیسبوک یا توییتر به اشتراک بگذارید.”
این روش علاوه بر افزایش گفت وگو و بازدید، می تواند یک منبع مناسب برای جمع آوری لید (Sales Leads) باشد.
اگر ماجرای آلودگی Chipotle اتفاق نمی افتاد، به احتمال زیاد برنامه وفاداری جدید این برند یکی از بزرگ ترین خبرهای سال می شد.
Chipotle تقریبا تمام ویژگی هایی که میلنیال ها دوست دارند را یکجا دارد: گوشت و سبزیجات با منشا اخلاقی، گزینه های گیاهی، غذاهای سفارشی اما سریع، و کمپین های تبلیغاتی جذاب.
طبق بررسی Harris Poll، حدود ۷۷ درصد میلنیال ها در برنامه های وفاداری (Loyalty Programs) شرکت می کنند یا آماده شرکت هستند. همچنین ۷۳ درصد کاربران گوشی های هوشمند علاقه دارند از موبایل برای تعامل با برنامه های وفاداری برندها استفاده کنند.
برندهایی مثل Starbucks، Red Mango و Boloco نمونه های موفق این حوزه هستند.
شاید تبلیغات رادیویی به نظر شما روش قدیمی بازاریابی باشد، اما احتمالا «ویدئو ستاره رادیو را نکشت». حداقل پادکست را نکشت.
۹۳ درصد میلنیال ها گزارش داده اند که به طور متوسط ۱۱ ساعت در هفته به رادیو گوش می دهند. جالب این که تعداد شنوندگان رادیو در میان میلنیال ها بیشتر از نسل ایکس و بومرها است.
پادکست ها نیز محبوبیتی برابر با سریال های نتفلیکس پیدا کرده اند. برای مثال، خیلی از مخاطبان تنها به دلیل اسپانسرینگ پادکست های محبوبشان، به سراغ برندهایی مثل SquareSpace می روند.
از طرف دیگر، تبلیغ در رادیو یا پادکست به برنامه کمک می کند و رابطه مثبتی میان برند و مخاطب ایجاد می شود. این موضوع برای برندهایی مثل NPR نیز کاملا اثبات شده است.
شاید این سوال برای شما مطرح شده باشد که چرا باید برای رونمایی از یک وبسایت جدید، به یک ایده کمپین لانچ سایت جدید نیاز دارید؟ تصور کنید چند ماه برای طراحی وبسایت خود زمان گذاشته اید؛ سایتی که هویت برند شما را به زیبایی نشان می دهد. روز رونمایی فرا می رسد، یک پست ساده در شبکه های اجتماعی منتشر می کنید و منتظر بازخورد می مانید… اما اتفاق خاصی نمی افتد. تعداد بازدیدها کم است، تعامل کاربران حداقل است و تمام زحماتی که ماه ها برای آن وقت گذاشته بودید به چشم نمی آید.
واقعیت این است که حتی یک وبسایت حرفه ای و چشم نواز هم بدون برنامه بازاریابی، دیده نخواهد شد. طراحی خوب به تنهایی کافی نیست. بدون داشتن یک برنامه مشخص و بدون اجرای ایده کمپین برای لانچ سایت جدید، حتی بهترین سایت ها هم می توانند کاملا بی سر و صدا باقی بمانند.
یک کمپین لانچ سایت جدید که با استراتژی درست طراحی شده باشد، به شما کمک می کند هیجان ایجاد کنید، بازدید اولیه را بالا ببرید و مطمئن شوید وبسایت جدید شما تاثیرگذاری لازم را دارد. برای مجموعه هایی که ماموریت سازمانی و هدف اجتماعی دارند، این مرحله اهمیت بیشتری پیدا می کند، اما معمولا نادیده گرفته می شود.
در این مطلب به شما کمک می کنیم قبل از لانچ رسمی سایت، یک فضای هیجانی و گفت و گو در میان مخاطبان خود ایجاد کنید. همچنین چند ایده جذاب و خلاقانه برای کمپین لانچ سایت جدید ارائه می دهیم تا بتوانید از همان روز اول، توجه مخاطبان را جلب کنید.
پیش از اینکه وارد مرحله اجرای کمپین شوید، لازم است مطمئن شوید زیرساخت های اصلی آماده هستند. این چک لیست می تواند روند رونمایی از سایت را ساده، سریع و بدون خطا پیش ببرد:
وقتی زیرساخت ها آماده شد، وقت آن است که توجه مخاطبان را جلب کنید و هیجان پیش از رونمایی را بسازید.
تبلیغ یک وبسایت جدید از لحظه ای شروع می شود که شما هیجان اولیه را قبل از رونمایی بسازید. تیم شما ماه ها تلاش کرده تا وبسایتی طراحی شود که به خوبی هویت، ارزش ها و تاثیرگذاری سازمان شما را نشان دهد. حالا وقت آن است که این تلاش ها را جشن بگیرید.
رونمایی از سایت نباید یک اعلام ساده و یک روزه باشد. این یک فرصت مهم برای ساختن انرژی، ایجاد توقع در میان مخاطبان و همراه کردن آنها با مسیر جدید برند شما است.
کمپین لانچ سایت جدید یا همان کمپین تیزری، بخش هایی از وبسایت تازه را به صورت تدریجی نشان می دهد. این کار حس کنجکاوی ایجاد می کند و همزمان شخصیت برند و ماموریت شما را تقویت می کند.
در این مرحله، شبکه های اجتماعی و ایمیل مهم ترین ابزارهای شما هستند. این دو کانال به شما کمک می کنند دوباره با جامعه مخاطبانتان ارتباط برقرار کنید، افراد جدیدی را جذب کنید و در روز رونمایی، ترافیک قابل توجهی به سایت هدایت کنید.
ما در ادامه چند ایده کمپین برای لانچ سایت جدید را معرفی کرده ایم؛ ایده هایی که می توانند اشتیاق اولیه را بالا ببرند، بازدید زیادی ایجاد کنند و مخاطبان شما را از همان روز اول به علاقه مندان سایت جدید تبدیل کنند.
هدف: ایجاد کنجکاوی و آگاهی
مناسب برای: شبکه های اجتماعی، بنر ایمیل، بنر صفحه اصلی سایت
رونمایی از سایت جدید یک لحظه هیجان انگیز است. برای ساختن این فضای هیجانی، می توانید یک سری پست شمارش معکوس در شبکه های اجتماعی منتشر کنید تا در روزهای منتهی به لانچ، توجه مخاطبان را جلب کنید.
نمونه اجرا:
این نوع کمپین لانچ سایت جدید به صورت مستقیم بر حس کنجکاوی کاربر اثر می گذارد. با ایجاد توقع در روزهای قبل از رونمایی، توجه و هیجان بیشتری در روز لانچ ایجاد می شود.
هدف: ایجاد ارتباط احساسی و افزایش شفافیت
مناسب برای: بلاگ، شبکه های اجتماعی، ایمیل
رونمایی از سایت جدید فقط یک اطلاع رسانی نیست؛ یک داستان است. شما می توانید با روایت مراحل ساخت سایت، ارتباط عمیق تری با مخاطبان خود بسازید و نشان دهید که این وبسایت بخشی از مسیر رشد و ماموریت برند شماست.
پیشنهاد اجرا:
شفاف کردن مراحل طراحی، قصد و اهداف پشت این تغییرات، باعث افزایش اعتماد کاربران می شود و کمک می کند سایت جدید تنها یک ابزار دیجیتال نباشد، بلکه بخشی از داستان و هدف برند شما دیده شود.
هدف: ایجاد کنجکاوی با استفاده از تصویر
مناسب برای: اینستاگرام، لینکدین، استوری اینستاگرام
یکی از موثرترین روش ها برای اجرای یک ایده کمپین برای لانچ سایت جدید، استفاده از تیزرهای تصویری است. این نوع محتوا بدون توضیح زیاد، کنجکاوی کاربران را تحریک می کند و آنها را مشتاق می کند بدانند پشت این تصاویر چه تغییری پنهان شده است.
پیشنهاد اجرا:
این تیزرهای کوچک و هوشمندانه باعث می شوند مخاطب احساس کند در جریان یک تغییر بزرگ قرار دارد، بدون اینکه تمام جزئیات را در همان ابتدا ببیند.
هدف: مشارکت دادن مخاطبان و ایجاد حس درگیری در فرآیند
مناسب برای: خبرنامه، استوری اینستاگرام، نظرسنجی های شبکه اجتماعی
یکی از استراتژی های جذاب در کمپین لانچ سایت جدید این است که مخاطب احساس کند بخشی از فرآیند بوده و نظر او در شکل گیری نسخه جدید سایت تاثیر دارد. این کار هم تعامل را افزایش می دهد و هم حس مالکیت و همراهی ایجاد می کند.
پیشنهاد اجرا:
این نوع کمپین باعث می شود مخاطبان از حالت دنبال کننده ساده خارج شوند و به همکارانی فعال در مسیر رونمایی تبدیل شوند. همین حس مشارکت، میزان توجه و هیجان آنها را در روز لانچ چند برابر می کند.
هدف: قدردانی از مخاطبان وفادار و دریافت نظر و تجربه واقعی قبل از رونمایی عمومی
مناسب برای: ایمیل و لینک خصوصی
یکی از ارزشمندترین ایده ها در یک کمپین لانچ سایت جدید، ارائه دسترسی اختصاصی به بخشی از مخاطبان اصلی است. این کار هم حس وفاداری را تقویت می کند و هم امکان جمع آوری بازخورد را قبل از شروع رسمی فراهم می کند.
پیشنهاد اجرا:
این روش باعث می شود مخاطبان احساس ارزشمندی کنند و همزمان به شما کمک می کند نسخه نهایی سایت را بهتر و دقیق تر آماده کنید.
هدف: پیوند دادن سایت جدید با هویت، ماموریت و ارزش های برند
مناسب برای: شبکه های اجتماعی، هدر ایمیل، بنرهای چاپی یا دیجیتال
یکی از روش های موثر برای معرفی سایت جدید، طراحی یک شعار کوتاه، ماندگار و ماموریت محور است. این شعار باید نشان دهد که تغییرات ایجاد شده تنها زیبایی ظاهری نیست و مستقیما به ارزش های اصلی سازمان شما مرتبط است.
نمونه شعارهای قابل استفاده:
می توانید این شعار را در تیم خود تولید کنید یا از مخاطبان بخواهید از میان چند گزینه، بهترین را انتخاب کنند.
این شعار را در تمام کانال های ارتباطی خود (از پست های شبکه اجتماعی گرفته تا بنرهای دیجیتال) به صورت ثابت استفاده کنید. تکرار این پیام باعث می شود کمپین لانچ سایت جدید شما هویت یکپارچه داشته باشد و راحت تر در ذهن مخاطب باقی بماند.
هدف: تبدیل هیجان ایجاد شده به تعامل واقعی و افزایش ترافیک سایت
مناسب برای: تمام کانال های ارتباطی
روز لانچ، مهم ترین بخش کمپین لانچ سایت جدید است. در این مرحله باید هیجانی که در هفته های قبل ساخته شده را به بازدید، تعامل و توجه واقعی تبدیل کنید.
پیشنهاد اجرا:
اینفلوئنسرها نقش بسیار تاثیرگذاری در برندسازی دارند. مخاطبان آنها به توصیه ها و انتخاب هایشان اعتماد می کنند و همین موضوع باعث می شود معرفی شما توسط یک اینفلوئنسر معتبر، ترافیک قابل توجهی به صفحه فرود، وبسایت یا فروشگاه آنلاین شما وارد کند. آمارها نشان می دهد ۶۹ درصد از مصرف کنندگان تصمیم خرید خود را بر اساس پیشنهاد اینفلوئنسرها می گیرند. به همین دلیل، استفاده هدفمند از اینفلوئنسرها می تواند یکی از موثرترین ایده ها در کمپین لانچ سایت جدید باشد.
انتخاب اینفلوئنسر مناسب:
در گام اول باید اینفلوئنسرهایی را انتخاب کنید که مخاطبانشان دقیقا با بازار هدف شما همخوانی داشته باشد. برای مثال، اگر محصولات آرایشی می فروشید، همکاری با اینفلوئنسرهایی که به صورت تخصصی درباره زیبایی و محصولات مراقبت پوست محتوا تولید می کنند، انتخابی هوشمندانه است.
تولید محتوای واقعی و ارزشمند:
به جای تبلیغات مستقیم، با اینفلوئنسر همکاری کنید تا یک محتوای اصیل و باورپذیر درباره رونمایی سایت جدید تولید کند. این محتوا می تواند شامل بررسی یک محصول، معرفی یک قابلیت جدید در سایت، یا ارائه یک پیشنهاد ویژه برای فالوورهای آن اینفلوئنسر باشد.
گسترش دامنه انتشار:
از اینفلوئنسر بخواهید محتوای کمپین شما را در پلتفرم های مختلف منتشر کند؛ مانند اینستاگرام، یوتیوب، تیک تاک یا حتی وبلاگ شخصی. انتشار چندجانبه باعث می شود پیام کمپین لانچ سایت جدید شما در معرض دید مخاطبان بیشتری قرار بگیرد و تاثیرگذاری آن چند برابر شود.


۹ روش برای کاهش هزینه تبلیغات در فیسبوک



بازاریابی نسلی (Generational Marketing) چیست؟